بیشتر کسبوکارهایی که با آنها کار کردهایم یک جای مشترک میلنگند. پول تبلیغات را میدهند، پست اینستاگرام میگذارند، خبرنامه میفرستند، و در پایان ماه نمیتوانند بگویند کدامش فروش آورد. حدس میزنند. گاهی حدسشان درست است و گاهی نه، ولی راهی برای فهمیدنش ندارند.
UTM دقیقاً همین را حل میکند و ابزار پیچیدهای هم نیست. UTM چند پارامتر ساده است که به انتهای لینک اضافه میکنید. وقتی کسی روی آن لینک کلیک میکند، آمار سایت شما میفهمد از کجا آمده است.
یک لینک با UTM این شکلی است: example.com/product?utm_source=instagram&utm_medium=bio&utm_campaign=summer-sale
سه بخشش مهم است. utm_source میگوید ترافیک از کدام سایت آمده، مثلاً اینستاگرام یا خبرنامه. utm_medium میگوید از چه نوع جایی، مثلاً بایوی پروفایل یا تبلیغ پولی. utm_campaign میگوید بخشی از کدام کمپین بوده.
تا اینجا ساده است. مشکل از جای دیگری شروع میشود.
مشکل این است که آدمها هر بار یک اسم متفاوت مینویسند. یک نفر instagram مینویسد، یکی Instagram، یکی insta و یکی ig. بعد از سه ماه، گزارش شما به جای یک منبع، چهار منبع نشان میدهد و هیچکدام عدد درستی ندارند. این رایجترین شکست UTM است و ربطی به ابزار ندارد.
راهحلش یک قاعدهٔ نوشتاری است که همه رعایتش کنند. سه قاعده کافی است. همهچیز با حروف کوچک نوشته شود. به جای فاصله، خط تیره گذاشته شود. و فهرست مقادیر مجاز utm_source و utm_medium در یک فایل نوشته شود و کسی از خودش اسم جدید نسازد.
قاعدهٔ دوم این است که به لینکهای داخلی سایت خودتان UTM نزنید. اگر از صفحهٔ اصلی به صفحهٔ محصول لینک بدهید و روی آن UTM بگذارید، آمار فکر میکند یک بازدیدکنندهٔ جدید از بیرون آمده و جلسهٔ کاربر را نصف میکند. UTM فقط برای لینکهایی است که از بیرون سایت شما به داخل میآیند.
قاعدهٔ سوم این است که فقط نصب نکنید، بلکه تست کنید. یک بار خودتان روی لینک کلیک کنید و ببینید در گزارش زنده ظاهر میشود یا نه. خیلی وقتها لینک درست است ولی جایی در مسیر، ریدایرکت سایت پارامترها را حذف میکند و هیچکس تا ماه بعد متوجه نمیشود.
از این سه قاعده، سومی مهمترین است. تراکینگی که تست نشده، تراکینگ نیست.